خفن ترین جادوگر قرن Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
شنبه 27 مرداد ماه سال 1386
مسابقه وب لاگهای برتر

 

مسابقه وب لاگهای برتر زبانهای مختلف (از جمله فارسی که سومین زبان وب لاگ نویسی دنیاست) امسال هم توسط دویچه وله برگزار می شود.    لینک

مسابقه داستانهای مینیمالیستی از طریق SMS هم در حال انجام است.  لینک

روز جهانی وب لاگ و دستورالعمل آن را در یک پزشک بخوانید.

شنبه 20 مرداد ماه سال 1386
شعر

 

عباس کیارستمی می گوید: ((شعر در کل محصول درد و رنج شاعر است که در ادوار گذشته و در فراز و نشیب‌های زندگی اجتماعی با آن روبه‌روست. شعر مثل دندان‌درد نیست که یک لحظه به درد آید و لحظه‌ای بعد ساکت شود. شعر تجسم عینی خود زندگی است.))

کل حرفهای کیارستمی درباره شعر را اینجا بخوانید.

 

شنبه 13 مرداد ماه سال 1386
نور و نمک

 

 گفتی که نور و نمک باش

 دراین خزان زرد

 از سبزی بهار گفتن، بهانه است.

 بهانه اما

 برای  من امید زیستن است.

 بهانه مثل رفتن

 بهانه مثل خواندن غزل

 مثل ترانه

 بهانه مثل کوچ به سرزمینی که ترانه و غزل را مخاطبی است.

 

 گفتی که نور و نمک باش

 اما دریغ
 در سرزمین من

 آنجا که نور را می کشند

 آنجا که زخم و نمک همبسترند

 فرصتی برای عاشقی نبود

 زبان را یارای وزن غزل نبود

 و ترانه

 این بهانه زیستن را مخاطبی نبود.

 نور بودیم و نمک

 اما دریغ

 زمان زمانه عاشقی نبود.....

 

                            

پنجشنبه 11 مرداد ماه سال 1386
یازده دقیقه

 

"یازده دقیقه" پائولو کوییلو با ترجمه کیومرث پارسای کتابی است که شناخت کوییلو از انسان معاصر و دغدغه هایش را نمایان می سازد. معنویت موجود در آثار کوییلو که گاه اشارتی  است به متون مقدس بسیار شبیه معنویت موجود در آثار مولانای رومی است .

"آقای موریس گراولینس! این کتاب را به تو هدیه می کنم. در برابر تو ،همسرت ، نوه ات و خودم ، احساس وظیفه می کنم. خود را مسوول می دانم در مورد موضوعی اظهار نظرکنم که مرا نگران می کند، نه آنچه همه شما دوست دارید اظهار شود. بعضی از کتابها موجب می شوند که در رویا مستغرق شویم و برخی واقعیات را در نظرمان می آورند ولی هیچ کتابی را پیدا نمی کنید که شامل مهم ترین موضوع نویسنده آن نباشد: ((شرافت و احساس مسوولیت در قبال آنچه می نویسد))."*

 

 

*. برگرفته ازمقدمه پائولو کوییلودر "یازده دقیقه"- ترجمه کیومرث پارسای- نشر نی نگار.

چهارشنبه 10 مرداد ماه سال 1386
از مطرود
سه شنبه 9 مرداد ماه سال 1386
مرگ برگمان

  برگشتم. هوا بینهایت گرمه.

 

اینگمار برگمان مرده.

مثل یک اتفاق ساده در یکی از فیلمهاش. زندگینامه خودنوشتش خیلی کمک می کنه که به زندگی واقعی او که در فیلمهاش گاهی به تصویر کشیده شده (بسیاری از دیالوگها و شخصیتهای فیلمهاش به گفته خودش مصداق خارجی داشتند) نزدیک شد.

 

برگمان کارگردان سوئدی و خالق "توت فرنگیهای وحشی" و پروفسور بورگ مرده. مثل یک اتفاق ساده در فیلمهاش. برگمان در یک جزیره دوردست مرده است. "پرورش ما بیش ازهمه بر مفاهیمی چون گناه ،اعتراف، تنبیه، بخشایش و فیض مبتنی بود."*  ."زخم اکنون عمیق است و خونریزی شدید. جراحت را نمی توان همچون در مصیبتهای دیگر در زندگی بست. درد راهش را به سوی اتاق ناشناخته ها طی می کند و سدها را از میان بر می دارد. استریندبرگ در دفتر خاطراتش می نویسد که گریه می کرد. اما اشکها چشمهایش را تطهیر کرد و او توانست به خود و مردان مانند خود با بخششی رضایت آمیز بنگرد." *

 

در مورد برگمان بیشتر می نویسم.......

 

 

* برگرفته از برگرفته از فانوس خیال (اینگمار برگمان) ترجمه مهوش تابش و مسعود فراستی – انتشارات هرمس.