اول: شعر سیبی برای رهایی در اینجا چاپ شده است.
دوم: آرام و بی صدا خفته است. اینجا همه چیز بوی مرگ می دهد و بوی رهایی و سکوت. می توان لحظاتی را از زندگی برید و به سکوت گوش سپرد. حتی اگرپیرزن و پیرمرد متولی گورستان بد خلقی کنند و پول طلب کنند باید دوباره به دیدار فروغ رفت . مرا که خود محتاج چراغم و دریچه ای که از آن به کوچه خوشبخت بنگرم برای فروغ هدیه ای نیست. دلتنگ ظهیر الدوله و فروغم .






شهریور 1387
